صمدستان | کیانوش صمدیان

وبلاگ اختصاصی کیانوش صمدیان

صمدستان | کیانوش صمدیان

در کنار شما بودن ، هدف ماست

صمدستان | کیانوش صمدیان

قدرتی در نوشتن با قلم
1 2 3

۲ مطلب با موضوع «صمدستان :: اشعار» ثبت شده است

مثله تموم عالم ، حاله منم خرابه ، خراااااااااابه ، خرااااااااااااااااااااااااابه

مثله تموم وقتا ، جوراب منم سوراخه ، سوراااااااااااخه ، سوراااااااااااااااااااااااااخه

منقال صبورم اینجا طاقت خاموشی نداره ، ندااااااااااااااره ، ندااااااااااااااااااااااااره

طاقت اینکه پیشش سیگار بکشم نداره ، نداااااااااااره ، نداااااااااااااااااااااااااااااااره

پولی واسم نمونده

دنیا برام خرابه

داد میزنم که دیوث

بدن من بی تریاکه

تریاکمو دزدیدی از من ، رسم رفاقته این

پولی بهم ندادی ، عشق و صداقت این

دشمن راه دورم درد و خماریم زیاده

خیابون به جز جوب هیچی به من نداده

دیشب پدر بزرگم / آمد به خانه ی ما
باز او مرا کتک کرد/ یک مشت صورتم را
مادر برای او زود/ یک چوب محکم آورد
او خسته بود وپایش/ انگار درد می کرد
با خنده باز از من/ پرسید چطوری میمون ؟
کردم تشکر از او/ گفتم که جان عمت ولم کن :|
در دست پیر او بود/ باز آن عصای زیبا
خندید و عینه خر زد/ با آن عصا سرم را

ناصر کشاورز ( با اندکی تخلص توسط کیانوش صمدیان )