واکنش خانواده ام هنگامیکه میخواهند من را از خواب بیدار کنند :|
.
.
.
.
.
.
.
.
پدرم (ساعت 6 صبح) : پاشو میمون ، لنگه ظهره !
مادرم ( ساعت 6/15 صبح) : خدا ذلیلت کنه ، به تیر غیب گرفتار بشی ، چقدر میخوابی تو آخه !
برادرم ( ساعت 6/30 صبح) : با یه سری از ابزار های چوبی و آهنی ( میله و ... ) میوفته به جونم تا ساعت 12 ظهر میزنه :|
خواهرم ( ساعت 1 بعد از ظهر ) : دیگه آخرین امیدشون خواهرمه که اونم میاد می*ش*ا*شاه رو صورتم ، منم بلند میشم :|
بله من در همچین خانواده ای چشم به جهان گشودم  :D