گرگ گفت
از این به بعد به جای زوزه ...
                 سر زمین فریاد خواهم کشید ...
معنی زوزه هایم را که نفهمیدید ...
شاید صدای فریاد من رو درک کنید ...
                 زمین درک کن ... من تنها هستم ...
آن ماهی که به خاطر آن ، شب ها زوزه میکشیدم ...
به خورشید دل بسته است ...
دیگر به طبیعت خدا هم اعتمادی نیست ...
خیلی وحشی تر از قبل خواهم شد ...
دیگر به ماه هم رحم نخواهم نکرد ... شب که شد او را میدرم ...