سلام خدمت دوستان گلم ... به وبلاگ من خوش اومدید ... همانطور که میدونید دوست دارم تمامی خاطرات خودمو براتون بنویسم و شاید پس از چندین سال که بزرگ شدم یه سری به وبلاگ خودم بزنم و خندم بگیره :)

من رشته توسعه و طراحی صفحات وب از مدرسه جهان دانش 1 استان اردبیل هستم و امسال سال سوم دبیرستان هستم :)

توجه : این سه روز چون نرفتم مدرسه و به تعطیلی برخورد خاطره خوبی ندارم ... ولی حالا هر اتفاق خوبی که افتاده رو براتون مینویسم :D

چهارشنبه - اول مهر راستشو بخواید مدارس باز بود ولی من نرفتم ... فکر کردم میان تعطیلی دادن و مدرسه مون تعطیله :D و امسال قرار بود مدیرمون آقا مهر باروق هم عوض بشه که دوستام گفتن مدیر هم عوض شده :(

اتفاقات خاصی تو مدرسمون هم نیوفتاده بود فقط یه سه ساعتی دوستام رو پا وایستاده بودن :D دهنشون سرویس شده بود :D

پنچشنبه - پنچشنبه عید قربان بود و حالا ما هم کم و بیش یه چیزی پیدا کردیم و خوردیم و این عید رو هم خوش گذروندیم :D البته من هیچی نخوردم منم سیخ کباب ها رو لیس میزدم :D ولی همین که دور همی و خانواده ای بسلامت کنار هم بودیم خیلی خوش گذشت ... تفریح کردیم ...

جمعه - امروز صبح از خواب بلند شدم ساعت 8 رفتم نونوایی ها همشون بسته بود ... اونقدر کباب خورده بودن نتونسته بودن از خواب بیدار بشن :D به هر حال یه دو ساعت تو صف نونوایی سنگگ موندیم و سه تا نون گرفتیم ... دو تا هم واسه دوستم گرفتم :D


اتفاقات خاصی تو این روزا نیوفته ... انشاءالله از شنبه فول خاطرات مدرسه رو براتون مینویسم ... از زنگ اول تا آخر :D