با سلام :X

امروز شنبه 4 مهرماه 1394 صبح ساعت 6 بلند شدم ...

میخواستم آپدیت Google Play Service رو بروز رسانی کنیم دیروز هم 4 هزار تومان شارژ همراه اول ریخته بودم ... 38 و خرده ای مگابایت بود ... درست تو 36 مگابایت شارژم تموم شد :| دهنم سرویس شد اصلا یه طوری شدم :D

ساعت 10 دقیقه مونده به 7 از خونه زدم بیرون رفتم مدرسه ... خیلی زود رسیده بودم ... فعلا کسی نبود ... ولی کم کم همه دوستام اومدن :)

دست دادیم ، کلی گفتیم و خندیدیم ... جاتون خالی ... :)

بعد یه معلم اومد به اسم اقای طاهر نژاد معلم دروس تخصصی ما بود ... تو یک هفته 32 ساعت به ما درس میده :( دهنمون سرویس میشه :(

از شنبه تا سه شنبه بصورت از صبح ساعت 8 تا بعد از ظهر ساعت 2 با ایشون هستیم :) ولی درس شیرینی داره ... آدم حال میکنه ... :)

کل زنگ رو ایشون اومدن ... :)

راستی اینم بگم که چند تا از دوستام هم ترک تحصیل کردن :(

دو تا پسر دیگه هم اضافه شده بود به لیست ما :) پسرای خوبی بنظر مرسیدند ...

بعد امروز کمی زود از مدرسه ما رو بیرون انداختن :)) ما هم رفتیم یه یه ساعتی کانتر بازی کردیم دور همی :)


توجه داشته باشید این خاطرات برای این نوشته میشود که این آخرین سال تحصیل من به عنوان دانش آموز هست :) میخوام خاطراتم زنده باشند.