بنام خداوند بخشنده و مهربان

ما سرگرمی های زیادی در خانه یمان داریم. سرگرمی های ما خیلی خنده دار و پرهیجان است.

اولین سرگرمی ما در خانه یمان مسابقه گو...زیدن است. به چند دسته تقسیم میشویم و هر کسی باید یکی بزند و بوی هر کسی بد باشد و یا صدایش بلند باشد او میبرد و هر کسی نتواند بزند او میبازد. این مسابقات را در پنجشنبه شب اجرا میکنیم. ولی پدرم گو.ز های خطرناکی میزند ، طوری میگو...زد که سمور هم خفه میشود. پدرم در اولین حرکت خطرناکش همه را غافل گیر کرد و همه مان مسموم شدیم. طوری مسموم شده بودیم که بیمارستان هم قبول نمیکرد ما را.

دومین سرگرمی استفاده از آهنگ های شاد بندری و آذری و قدیمی برای رقصیدن است. من نمیتوانم برقصم ولی پدرم بزور مرا به جلو میندازد و میگوید توله سگ برقص. همه هم دست میزنند و من همه 6 الی 12 ساعت میرقصم و کمرم با اجزای بدنم خداحافظی میکنید.

سومین سرگرمی ما شعبده بازی است. پدرم کار های زیاد عجیبی میکند. او یکبار خانه یمان را غیب کرد. الان و نمیتوانست خانه یمان را برگرداند. ما الان خانه نداریم. ما فقیر هستیم. ما در کارتن میخوابیم. ما غذا نداریم. ما لباس نداریم. ما دیگر هیچ چیزی نداریم. پدرم ری..د تو زندگی مان. او یکبار یکی از بردرانم را هم غیب کرد و نتوانست آنرا پیدا کند و بهمین خاطر قید آنرا زد و دیگر دنبالش نرفت.

چهارمین سرگرمی ما کتاب خواندن است. پدرم سواد ندارد و عکس های کتاب را نگاه میکند و به تمامی نویسندگان ، شاعران ، هنرمندان و ... فحش میدهد. او فحش های خیلی بدی میدهد. او داد و بیداد میکند. همسایه ها از دست ما شکایت کرده بودند. از کلانتری برای جلب پدرم آمده بودند اما پدرم از پشت بام فرار کرده بود. پدرم الان تحت تعقیب است. ما پدر نداریم.

پنجمین سرگرمی ما مزاحم تلفنی شدن است. ما از خودمان شماره میگیریم و به آنها مزاحم میشویم و آنها هم ما را به فحش میبندن و شماره مان را هم به مخابرات میدهند و از آنجا میایند و دهن ما را سرویس میکنند و سیم تلفن را قطع میکنند. ما تلفن نداریم.

ما فقط این سرگرمی ها را برای روز های پنجشنبه مورد استفاده قرار میدهیم.

این بود انشاء ی من / ولم کن استاد من